تقسـیم بنـدی مخـاطبـان روابـط عمـومـي

مخاطبان یا گروههای مورد نظر یک سازمان ؛ همه افراد ، مجموعه ها و سازمان هائی هستند که به شکلی درحال یا آینده می توانند به نوعی سازمان را در دستیابی به اهدافش یاری کنند . البته این افراد،مجموعه ها و سازمانها از نظر اهمیت برای سازمان در درجات گوناگونی قرار دارند و درجه اهمیت اینها را اهداف ، برنامه ها ، سیاستهای اجرائی ، شرائط زمان و مکان و عوامل دیگر تعیین می نماید .
این افراد ، مجموعه ها و سازمان ها را مرز قاطع و مشخصی از نظر روابط عمومی از یکدیگر جدا نمی کند و چه بسا ممکن است با یکدیگر دارای همپوشی باشند
یک طبقه بندی کلی:
1 - مخاطبان درون سازماني و برون سازماني
2 - گروههاي اصلي ، ثانوي و حاشيه اي
3 - گروهها ومخاطبان كنوني و گروهها و مخاطبان آينده
۴ - گروههاي موافق ، مخالف و بي طرف

1 - مخاطبان درون سازماني و برون سازماني :
الف - مخاطبان درون سازماني : در درون سازمان قرار دارند و به طور مستقيم با سازمان مرتبطند .
1 - بالاترين مقام سازمان ، مديران و مشاوران سازمان .
روابط عمومي بايد ديدگاه هاي موجود در محتواي رسانه ها ، افكارعمومي جامعه و درون سازمان نسبت به عملكرد سازمان و وضع روحي وعلاقه مندي كاركنان به اهداف سازماني را به دليل موثر بودن نظرآنها در تصميم گيري ها و سياست گذاري هاي سازمان، به آگاهي اين گروه برساند .
2 - كاركنان سازمان و خانواده هاي آنها
روابط عمومي بايد اهداف و سياست هاي سازمان را به منظور كسب تفاهم بيشتركاركنان و مشاركت مناسب آنها در برنامه ها از طرق مختلف نظير: برگزاري نشست ها ومناسبت ها، انتشار نشريه داخلي و بروشور و اطلاع رساني از طريق وب سايت سازمان به آگاهي كاركنان برساند .
3 - كاركنان روابط عمومي
مدير روابط عمومي بايد ضمن تشريح برنامه هاي سازمان وروابط عمومي، زمينه مشاركت مناسب تمامي كاركنان روابط عمومي در فعاليت ها را فراهم كند .
ب - گروه هاي بيرون سازمان : مستقيماَ با سازمان مرتبط نيستند و در زير مجموعه مديريت آن قرار ندارند .
1- مردم
روابط عمومي بايد به وسيله ابزارها و فنون ارتباطي از ديدگاه هاي موجود نسبت به سازمان آگاه و اهداف و برنامه هاي خود رانيز از طرق مختلف به ويژه رسانه هاي ارتباط جمعي به آگاهي مردم برساند .
2- سازمان هاي همكار و مشابه
روابط عمومي بايد از طريق بررسي محتواي رسانه ها ، حضور در گردهم آئي ها و نمايشگاه ها از اهداف ، برنامه ها ، خدمات و كالاهاي جديد و نقاط قوت و ضعف سازمان هاي مرتبط و مشابه با سازمان خود مطلع و آنها را به آگاهي مديران و كاركنان سازمان برساند.
3 – نخبگان ، استادان وپژوهشگران و متخصصان و گروه هاي مرتبط با فعاليت سازمان .
روابط عمومي بايد ضمن بررسي آثار و گفته هاي اين افراد كه داراي نفوذ فراگيري بين افراد و گروه هاي مرتبط با فعاليت سازمان هستند ، ديدگاه هاي آنان را به درون سازمان منتقل كند تا بخش هاي مختلف از آن استفاده كرده و از كاستي هاي موجود بكاهند و فعاليت هاي جديدي را آغاز كنند .
4 – رسانه هاي ارتباط جمعي
روابط عمومي بايد با ارائه اخبار، اطلاعات ، تفسير، تحليل و گزارش هاي مختلف درزمينه اهداف، برنامه هاو فعاليت هاي خود به رسانه ها ، حضور فعال سازمان خود را در جامعه به طور مداوم و هميشگي نشان دهد تا جامعه نسبت به آن احساس آشنائي كند .
2 – گروه هاي اصلي ، ثانوي و حاشيه اي :
گروه ها ومخاطبان اصلي از نظر مديريت سازمان با اهميت ترين و تعيين كننده ترين گروه ها هستند ومي توانند ياري كننده يا بازدارنده باشند و سازمان به نظر مساعد و حمايت آنها براي پيشرفت كارها نياز دارد.
گروه هاي ثانوي با توجه به برنامه ها و سياست ها و شرايط زماني و مكاني واجد اهميت مي شوند .
گروه هاي حاشيه اي در كمترين حد اهميت قرار دارن و تنها در مقاطع خاصي به آنها توجه مي شود و يا در برنامه هاي كلان و راهبردي مورد توجه قرار مي گيرند .
3 - گروه ها ومخاطبان كنوني و گروه ها و مخاطبان آينده :
كاركنان سازمان و مصرف كنندگان محصولات و خدمات ، مخاطبان كنوني هستند .
دانش آموزان ، دانشجويان ، كارشناسان جوان و دارندگان ظرفيت هاي بالقوه مصرف محصولات و خدمات سازمان ، مخاطبان آينده يا مخاطبان هدف سازمان هستند كه بايد به تدريج به صورت گروه هاي مرتبط با سازمان درآيند .
هيچ سازماني به صورت دائمي با گروه ها و مخاطبان خاصي سروكار ندارد . پويائي و دگرگوني هاي اجتماعي ضرورتا گروه هائي را به سازمان ارتباط مي دهد و گروه هاي قديمي را از دايره منافع مادي و معنوي حال وآينده سازمان خارج مي كند .سازمان هاي پيشرو همواره نگاهشان به چشم اندازها آينده است و به مخاطبان و گروه هاي جديد مي انديشند .
4- گروه هاي موافق ، مخالف و بي طرف :
هر سازمان بايد با گروه هاي موافق ، مخالف و بي طرف خود ارتباط برقرار كند .
محتواي برنامه هاي ارتباطي سازمان با گروه هاي موافق بايد به گونه اي باشد كه استمرار حمايت و تداوم ذهنيت موافق آنها به سازمان را تقويت كند.
محتواي برنامه هاي ارتباطي سازمان با گروه هاي مخالف بايد اقناعي و ترغيبي باشد تا نگرش آنها نسبت به سازمان تغيير كند .
براي گروه هاي بي طرف بايد برنامه هاي ارتباطي تدارك ديد تا بتوان آنها را به گروه موافقان و حاميان سازمان پيوند داد .