|
communications sciences |
||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
||||
|
|
|
|
||
|
سال نو... نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 2:8 PM روز ها از پی هم آمدند و باز آمدند تا هفته شدند و ماه شدند...فصلی از پی فصلی دیگر گذشت و چرخان چرخان یک سال گذشت... چه ناباورانه! این روز ها رفتند... رفتند و دیگر بر نمی گردند... مائیم و ما... اعمال ما... کرده های ما... زمین بهار را دیگر بار تجربه می کند و ما نیز...!
نمی دانم نوروز بهار را به ارمغان آورد یا بهار ، نوروز را! اما آنچه را که خوب می دانم ، بهار بهانه ایست برای یادآوری این نکته که فرصت باقی است...اما همیشگی نیست! از دستش مده! و چه زیبا پیشوای صادق علیه السلام به ما فرمودند که هنگام تحویل سال زمزمه کنیم یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال کمی بیندیشیم... مگر نه اینکه سال جدید ، تحولی جدید است؟! مگر نه اینکه آغازی جدید است؟! آیا تاملی بر پایان داشته ایم؟! خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستکار ... و اما ای مهربان! اگر ما به درگاهت بدی کرده ایم و به خودمان ظلم کرده ایم ، تو را بنده ی خوب بسیار است... حال که مار جز تو خدا کجاست؟! باقی غیبت را به رحمت خاصه ات بر خواصت و رحمانیتت بر تمامی عالمیان ببخش و چشمان منتظران را منور به جمال موعودمان گردان... چشم انتظار بودن سخت است... آن هم نه یک روز... نه یک سال... هزار سال... ! صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
نوشته شده توسط
حسام الدين مقدس زاده | |
|
|||
|
|
||||