خلاء
نه عکسی در کار است... نه خبری ...
دارم می روم و اصلا آمادگی ندارم...
بروم که چه بگویم...؟
بندگی باید عرضه کنم...من که نبودم...
الانسان علی نفسه بصیره
حاشا به کرمت ای مهربان...
اگر بیایم به تو هم نمی رسم...چه رسد به خودم!
دورم از همه ... خودم ... تو ...
کجایم و به کجایم ندانم!
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 1:36 PM توسط حسام الدين مقدس زاده
|
روزی آمدم...