نفس عمیق

وقتی هوای تازگی به روحت وزیدن می کنه...خدارو احساس میکنی!حالا میتونی نفس بکشی...نفس عمیق...!

چی میشه که وجودت مست میشه از دیدن و شنیدن و حتی فکر کردن...؟! نفس بکش و سرمست شو!

حس دوست داشتنی ایه و تو این شرایط، این حال و هوا را خیلی دوست دارم و می پذیرم!

امّا، امّاهایی هست که این ها نگرانم می کند...!

ای کاش می شد بی حاشیه همه ی این ها اتفاق می افتاد...

و کیست که بداند...!

حالا من...

این حال...

این هوا...

و این تازگی...

 

پ.ن: خدا...! چقدر خوبه...!مگه نه...!

پ.ن۲:اگر بخوام غر بزنم، ناشکری کردم! 

پ.ن۳:دلم تنگه خُب!

پ.ن ۴: آقا نمی دونی چه حالی میده وقتی صبح ها از کنار پارک اندیشه(مدرسه(هلال احمر(آخرش نفهمیدیم اسمش چیه!))) رد میشی و نفس عمیق می کشی و پر میشی از هوای نسبتا تمیز اول صبح!

بفکریم که...

بفکریم که ... بین گورخر سیاه با رگه های سفید و گور خر سفید با رگه های سیاه چقدر فرق است؟!

امروز خیلی با این جمله حال کردم!


راستی روزگارمان هم خوب است!

امیدوارم به بطالت نگذرد...هنوز شروع نشده!


از اینکه دوستان و همراهان خوبی کنارم هستند خدا را شاکرم!

وفق

امسال خیلی بی توفیق بودم...

فقط همین!

ازخودم و این و آن ملولم!

دیگر عاشورا جای این کارها نبود...! کم مانده بود محرم آلوده ی سیاست بازی ها شود که شد!

دیگر متن منبرها و تریبون های دینی هم بشود سیاسی ، واویلاست...!

هیهات...

یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم و یابی الله الا ان یتم نوره ولو کره الکافرون

السلام علیک یا ابا عبدالله