ای پدر مهربان...
بعضی از منتظرایی که استخون شکوندند تو این راه انتظار و خلاصه غربال شدن و غربال شدن و غربال شدن (در روایت امام صادق که از حضرت پرسیدند متی فرجکم یا مولای؟فرمودند:هیهات هیهات هیهات...غربلوا ثم تغربلن غربله...!) به جاهایی رسیدن که تبلور گوشه ای از اون تو اشعار اون بزرگواران پیداست...!
غیبت اگر می کنی از ما چرا؟
حال که شد غیبت کبری چرا؟
ما همه جسمیم بیا جان تو باش
ما همه موریم سلیمان تو باش
خطبه تو خوان تا خطبا دم زنند
سکه تو زن تا امرا کم زنند
ای مدنی برقع و مکی نقاب
سایه نشین چند بود آفتاب
منتظران را به لب آمد نفس
ای زتو فریاد...به فریاد رس!
پ.ن:این آلبوم جدید رسائل(صبح نزدیک) هم شنیدن دارد...! خدا موفقشون بداره!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 11:38 PM توسط حسام الدين مقدس زاده
|
روزی آمدم...