میهمانی!

- زود باش دیگه دیر شد...دیر می رسیما...!

- اومدم...صبر کن...تا بری ماشینو روشن کنی اومدم...

- حالا داریم می ریم چی بگیریم براشون؟!

- می ریم کلی چیز هست... یه چیز خوب پیدا می کنیم! نگران نباش!

- دیر نرسیم...تو برو منم اومدم!


من و تو و ما همه مهمان کسی می شویم که جز خودمان هیچ چیزی را برایش نمی توانیم ببریم...

حالا این روح ماست و آن صاحب ما...

می رویم به میهمانی میزبانی که هم کریم است و هم رحیم...هم غفور است و هم ودود...

اگر ما در این میهمانی از این میزبان نخواهیم ما قاصریم و ما مقصر!

گر گدا کاهل بُوَد تقصیر صاحب خانه چیست؟!

پ.ن۱:یکی میگفت از بزرگ، بزرگ بخواهید!

پ.ن ۲: توصیه‏ های آیت الله العظمی وحید خراسانی

بلاء...

و قال الحسین علیه السلام:

النَّاسُ عَبِيدُ الدُّنْيَا ، وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ ، يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ ، فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون

مردم بندگان دنیایند و دین، تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگیشان سرشار است دین گرایند ولی هنگامی که در تنگنای بحرانها قرار گرفتند دین داران واقعی اندک می‏گردند .

 بحارالانوار، ج۴۴، ص‏۳۸۳

عَن الجابر الجعفي قال قُلتُ لِأبي جعفر (ع) مَتي يَكونَ فَرَجُكُم فَقال هيهات  هيهات لايَكُونَ فَرَجنا حتّي  تُغَرْبَلوا ثُم تُغَرْبَلوا ثُم تُغَرْبَلوا يَقولها ثَلاثاً حَتي يَذهَبُ الكِدَر و يَبقي الصفو.

جابر جعفي : به امام باقر(ع) عرض كردم فرج شما كي خواهد بود؟  فرمود هيهات هيهات فرج ما تحقق نمي پذيرد مگر اينكه شما غربال شويد، باز هم غربال شويد، باز هم غربال شويد، اين را سه بار فرمودتا آنجا كه آلودگي  برطرف شود و يا كسي بماند .

 بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۱۳

 

یابن الحسن...آیا به ما امیدی هست که در هجوم فتنه ها و ابتلائات، بنده دنیا نباشیم و رویمان به سوی شما باشد؟!

یا در غربال امتحانات مصفا بمانیم... و ناب و خالص تو را چشم انتظار باشیم؟!

 

خدا و مادر موسی(ع)

نمی دونم خوندید یا شنیدید یا اصلا نه...اما خیلی شعر زیبایی است:

مادر موسی چو موسی را به نیل

در فکند از گفته رب جلیل

خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه

گفت کی فرزند خرد بی گناه

گر فراموشت کند لطف خدای

چون رهی زین کشتی بی ناخدای

گر نیارد ایزد پاکت به یاد

آب، خاکت را دهد ناگه به باد

وحی آمد کین چه فکر با طل است

رهرو ما اینک اندر منزل است

پرده شک را بر انداز از میان

تا ببینی سود کردی یا زیان

ما گرفتیم آنچه را انداختی

دست حق را دیدی و نشناختی؟

در تو تنها عشق و مهر مادریست

شیوه ما عدل و بنده پروریست

نیست بازی کار حق، خود را مباز

آنچه بردیم از تو باز آریم باز

نسبت نسیان به ذات حق مده

بار کفر است این به دوش خود منه

به که بر گردی ، به ما بسپاریش

کی تو از ما دوست تر می داریش

نقش هستی نقشی از ایوان ماست

خاک و باد و آب سر گردان ماست

قطره ای کز جویباری می رود

از پی انجام کاری می رود

ما بسی گم گشته باز آورده ایم

ما بسی بی توشه را پرورده ایم

میهمان ماست هر کس بی نواست

آشنا با ماست چون بی آشناست

ما بخوانیم ار چه ما را رد کنند

عیب پوشیها کنیم ار بد کنند

ما که دشمن را چنین می پروریم

دوستان را از نظر چون می بریم

آنکه با نمرود این احسان کند

ظلم کی با موسی عمران کند

این سخن پروین نه از روی هواست

هر کجا نوریست ، ز انوار خداست

 

خواندن کامل این مثنوی خالی از لطف نیست...(در ادامه مطلب می تونین بخونین)

 

پ.ن:  چه معرفتی پروین داشته...می بینی؟!

پ.ن۲: یادم نمی رود وقتی را که این شعر را می خواند و بغض گلویش را می فشرد و تا نیمه ها که می رسید اشک و آه و سوز و گدازش کلامش را قطع می کرد... به دیدن و استفاده از محضرش افتخار می کنم.

ادامه نوشته

جهاد اکبر

والذین جاهَدوا فینا لَنَهدینّهم سُبُلَنا و إنّ الله لَمَعَ المُحسِنین

عنکبوت-۶۹

 

گر مرد رهی میان خون باید رفت

از پای فتاده سر نگون باید رفت

تو پای به راه ور نه و هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت

عطار

 

پ.ن: سخته...ولی ممکنه!

خدا خودش کمکمون کنه!

من خسته ام!

از کارم و این همه بی انصافی و چند رنگی...

از تیرگی های خودم و دور و برم...

از بی کسی های تو و شرمنده شدن هایم!

از بی تو بودن و هر روز و شب را بی تو صبح و شام کردن!

 

خسته ام...

من خسته ام از خودم و وعده های قضایم...

خسته ام از نیم گاه شیطان و سلام دادن هایم...

و از همه چیز که نه عطر تو را داشته باشد و نه نامی از تو به همراه...

می دانم که تو خوب می دانی، در فریب شیطان خودم را هم گول زده ام...

می ترسم که این همه تنها لغلغه ای بر زبانم بیش نباشد!

چه چاره کنم؟!...

السلام علیک یا معز المومنین المستضعفین

السلام علیک یا مذل الکافرین المتکبرین الظالمین...

 

اسعدالله ایامکم

ولادت امام حسین ، حضرت عباس و امام زین العابدین (علیهم السلام) بر همه شما عزیزان مبارک!

خدا می دونه چه حکایتی تو این تاریخ تولد ها وجود داره...

از الان تا نیمه شعبان دل تو دل بعضی ها نیست... خوش به حالشون که می خوان با آقاشون یه عهد ناگسستنی ببندن!

خوب اگه ما هم فکر می کنیم می تونیم، از خود آقا کمک بخوایم! برای شروع هم خدا سه تا نور چشمی خودشو سر راهمون قرار داده...

السلام علیکم یا اهل بیت النبوة...

بکم فتح الله و بکم یختم...و بکم ینزل الغیث...

شاد باشید

یاعلی