دنياي امروز با تکيه بر افکار عمومي اداره مي شود. با گسترش سياست هاي مردمي و درگير شدن روز افزون مردم يا شهروندان عادي در مسايل سياسي، جلب و حفظ افکار عمومي، در تبليغات بويژه تبليغ سياسي نقش تعيين کننده اي دارد...
نگاهي به پيشينه تبليغات در واقع تبليغات سياسي همگام با انسان متمدن وجود داشته زيرا سخن گفتن از پيشرفت هاي هنري- فلسفي و علمي توسط جهانگردان يوناني براي مردم مصر و ايتاليا نوعي تبليغ بوده است. انتشار ÷يام هاي مذاهب توحيدي توسط روحانيون و کشيشان در حيطه تبليغ است. همچنين ورود ÷يروزمندانه سرداران فاتح به شهرها و روستاها در حاليکه دشمنان خود را به زنجير کشيده انذ همراه با گنجها و غنايم - خود نوعي اغواگري و تبليغ محسوب مي شود. . البته مشل اينجاست که با وجود تاثيرات گوناگون اين نوع تبليغات در مجموع سيستماتيک و علمي نيست. تبليغات منظم و سيستماتيک ريشه در قرن هفذهم ميلاذي دارد زيرا در اين ايام يعني در سال ۱۶۲۲ ميلادي نخستين سازمان منظم براي تبليغات سياسي توسط پاپ گرگوري پانزدهم در واتيکان به نام (( جامعه مقدس ترويج ايمان کليساي کاتوليک)) که مطمئنا اهدافي متفاوت و وسيع تر از يک موسسه ديني داشت بر÷ا شد. نقش اين سازمان شباهت بسيار زيادي به سازمانهاي تبليغاتي امروزي داشت. در آن ايام کليساي کاتوليک داراي قدرت جهاني بود و فعاليت هاي گسترده اي را عليه بي ديني، اختلاف در کليساها و کليساي محلي بر عهده داشت. اين سازمان در سال ۱۸۸۴ توسط دولت ايتاليا تعطيل و دارايي هاي آن مصادره شد. اين وضعيت ۳۰ سال طول کشيد تا قدرت هاي سياسي متوجه ضرورت برپايي سازمانهاي تبليغاتي شدند.
بارزترين نمونه سازمان مشابه امروزي در انگلستان بود که در جنگ جهاني اول به منظور به زانو در آوردن آلمان و متحدانش پديد آمد و در عرصه تبليغات نقش عمده اي داشتو طبيعي است که در جنگ جهاني اول نيز اين نوع تبليغات به ويژه از نوع سياسي در سطح سيار پاييني وجود داشت و کم و بيش به صورت نامرپي بر افکار مردم تاثير مي گذاشت. در فاصله ميان دو جنگ جهاني فرصت مناسبي براي بهره گيري از روش هاي تبليغاتي پديد آمد. در اين هنگام اتحاد جماهير شوروي از هر فرصتي براي تبليغ اصول مارکسيسم در سطح ملي و بين المللي استفاده کرد. موسوليني از ديدگاه کژگراي خود به تبليغ فاشيزم مشغول بود و حذب نازي در آلمان مقدمات استيلاي حکومت تک حزبي را فراهم مي کرد با روي کار آمدن راديو و استفاده از موج کوتاه در ارتباطات راديويي و تا سال ۱۹۳۹ نبرد تبليغات گسترده اي در کشورهاي مختلف شکل گرفتو در تمام دوران جنگ جهاني دوم با شديدترين شکل ادامه داشت. البته امروزه تبليغات سياسي بيشتر تحت پوشش تبليغات تجاري انجام مي گيرد زيرا موسسه ها و شرکت هاي فراملي نه تنها به تبليغات تجاري دست مي زنند بلکه مي کوشند با فعاليت هاي تبليغي و تاثيرگذاري بر حکومت ها و مردم فضاي بهتري را براي سرمايه گذاري و فعاليت اقتصادي پديد آورند و از اين طريق در جوامع گوناگون نفوذ کند.
تبليغات اگر شدت يابد، افکار عمومي را که نتيجه بحث و اتقاد و جدل معتدل است از کار مي اندازد، ذهن مردم را به قبول آراي حاکمان خود وا مي دارد و جامعه ها را اسير هيجان مي سازد و به صورت عامه يا جماعت هاي عاطفي آشفته در مي آورد و رسانه ها را وا مي دارد که در جهت حفظ وضع موجود امکان هرگونه انتقاد را از مردم بگيرند و بدين ترتيب مانعي در جهت ايجاد خلاقيت و ابتکار در ميان مردم مي شود و در نهايت سدي در مقابل توسعه سياسي ايجاد مي کند.
تبليغات و مفاهيم نزديک به آن امروزه واژه تبليغ بيشتر به معناي تاثيرگذاري بر عقيده است که در آن هدف نسبت به محتوا از اهميت بيشتري برخوردار است. اين هدف براي تحت تاثير قرار دادن عقايد، نگرش ها يا اعمال ديگران است.

آنچه تبليغ را با مفاهيمي نظير گفت و شنود و مبادله آزاد متمايز مي سازد همانا هدف تبليغ است.

از آنجا که تبليغ با هدف تاثيرگذاري بر افکار و حالات انبوه مردم انجام مي گيرد و بيشتر به مسايل جدلي وابسته به يک گروه يا جامعه تکيه دارد از آموزش که سر و کار آن با مساپل غير جدلي است تفکيک مي شود. در تبليغ پيوسته تاثيرگذاري جاي بحث و جدل دارد اما در آموزش پيام ها به عنوان اصولي پذيرفته شده و اثباتي به کار مي رود.

ما در تبليغ از شيوه هاي تحليلي و تعقلي بهره مي گيريم اما در تروييج از شيوه هاي تهييجي و احساسي براي توضيح و اقناع بهره مي گيريم.

در تبليغ هدف ما اين است تا به پاسخي دست يابيم که قصد مبلغ را تداوم بخشد اما متقاعدسازي يا ترغيب به مثابه يک فعاليت کننده دو سويه عمل مي کند و هدفش آن است که به نيازهاي ترغيب کننده و ترغيب شونده پاسخ دهد.

ارشاد جرياني است که مفاهيم روشن و تاريک را با يکديگر مي آويزد و به وجهي خوشايند در مي آورد و به مردم عرضه مي کند. ارشاد به شناخت ادراکي مي انجامد ولي هدف تبليغ انگيختن عواطف و آماده کردن مردم براي پذيرش عقايد معين است.
شيوه هاي تبليغ 
روش لقب گذاري
برچسب منفي زدن به يک انديشه يا نظر. وادار ساختن مخاطبان به وا زدن و محکوم کردن يک انديشه يا برنامه بدون ارايه دليل يا گواه

روش تعميم با زرق و برق
بين يک صفت مثبت و خوب با چيز ديگري که معرف خوبي، درستي، پاکي و نظاير آن است پيوند و از کلمات با ارزش و جذابي نظير کره طلايي، شامپو معجزه گر و ... استفاده شود.

روش انتقال
تفويض و انتقال اقتدار و اعتبار چيزي محترم بر چيز ديگري که مورد اعتماد همگان است.

شهادت
واداشتن شخصي محبوب يا منفور به اظهار نظر درباره درستي يا نادرستي يک فکر يا برنامه يا شخص

روش توده پسند
خطيب يا اغواگر مي کوشد مخاطبان خود را متقاعد سازد که نظريات و انديشه هاي او برخاسته از مردم کوچه و بازار است

روش تظاهر به يکپارچگي
تبليغات چي با توسل به گرايش مردم از دنباله روي استفاده مي کند زيرا بسياري از مردم پيوسته مي خواهند در اکثريت قرار بگيرند نه در اقليت.براي همين تبليغاتچي مي گويد همه مردم با ما هستند.

روش هجوم براي سوار شدن به واگن
نوعي ايجاد مسابقه ميان مردم استو در اين روش جوهر تکنيک عجله کن تا به واگن برسيد مي باشد.

روش پنهان و آشکار هدف تبليغ
در اين روش مبلغ هدف خود را بر خلاف ساير روش ها پنهان نگاه داشته و به طور غير مستقيم عمل مي کند تا اينکه زمين هاي مناسب براي علني شدن تبليغ به وجود آيد.

روش ضد تبليغ
تبليغاتچي مي کوشد فرازهايي از مطالب دشمن را در مورد خود به دلخواه گزينش کند و سپس با استدلال و منطقي قوي تر از استدلال طرف مقابل آن را نفي نمايد.

روش تکرار
تکرار از لحاظ روانشناسي در تشکيل عادت بسيار مفيد است به ويژه اگر با دقت توام باشد. بدون تکرار، تثبيت و تقويت دقيق تر عادت ميسر نخواهد بود.

روش شستشوي مغزي
ترجمه اي از يک اصطلاح چيني به نام هيشي نا او مي باشد و درباره فنون پذيرش عقيده پس از تسلط کمونيست ها در چين است.در اين روش از فن تلقين که بر مفاهيم روانشناسي استوار است استفاده مي شود. در اين روش مي کوشند با تبليغات مستقيم وجدان مردم را طبق نمونه اي واحد بسازد و در آنها افکار متحد الشکلي را ايجاد کند. روح انتقاد و انديشيدن را در صحت و سقم پديده ها و رخدادها حذف و عوام را به اين عادت مي دهند تا هر آنچه را تبليغات چي مي خواهد بدون تعقل باور کنند. اين روش تنها در شرايطي مي تواند به کار گرفته شود که با ايجاد رعب و ترس و اعمال زور همراه باشد. شستشوي مغزي گاهي با اقداماتي به منظور کاهش رواني آنها مانند بر هم زدن آرامش به هنگام مواجه با بازجويان، هم رزمان پيمان شکن، تحقير در برابر شهروندان و نظاير آن است. در مجموع روش شستشوي مغزي براي دستيابي به يک يا دو هدف زير انجام مي گيرد:
- وادار کردن فردي بي گناه به پذيرش حقيقي اينکه عليه مردم يا دولت، مرتکب جرمي جدي شده است.
- تغيير اجباري ديدگاه سياسي فرد، تا آن حد که عقايد قبلي خود را رها کند و طرفدار ايديولوژي ديگران شود.
براي رسيدن به اهداف ياد شده اقدامات زير صورت مي گيرد:

کنترل همه جانبه و فراگير

عدم اطمينان

منزوي کردن

شکنجه

ايجاد فرسودگي و ناتواني جسمي

تحقير شخصيت

مسلم فرض کردن جرم

توالي وقايع

روش بحث و گفتگو