از کارم و این همه بی انصافی و چند رنگی...

از تیرگی های خودم و دور و برم...

از بی کسی های تو و شرمنده شدن هایم!

از بی تو بودن و هر روز و شب را بی تو صبح و شام کردن!

 

خسته ام...

من خسته ام از خودم و وعده های قضایم...

خسته ام از نیم گاه شیطان و سلام دادن هایم...

و از همه چیز که نه عطر تو را داشته باشد و نه نامی از تو به همراه...

می دانم که تو خوب می دانی، در فریب شیطان خودم را هم گول زده ام...

می ترسم که این همه تنها لغلغه ای بر زبانم بیش نباشد!

چه چاره کنم؟!...

السلام علیک یا معز المومنین المستضعفین

السلام علیک یا مذل الکافرین المتکبرین الظالمین...