ای یوسف مصر وجود
ای عزیز!
در غم هجران تو یعقوب وار صبح و شام را منتظریم!
تا آن زمان که دیوانه و مست بوی پیراهنت شویم...
به ما کنعانیان زمانه رحمی نما و پیاله ها و کیل هایمان را از مهر وجودت کرم نما!
که سخت قحطی زده ایم ای فرزند طه و ای پسریاسین...
گرسنگانیم...گرسنگان گندم معرفت تو!
تشنگانیم...تشنگان زلال حکمت تو!
کرم نما و لطف نما که به سائلی درگاهت آمده ایم حال این تو و این کیل ما...
یا ایها العزیز
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 2:57 PM توسط حسام الدين مقدس زاده
|
روزی آمدم...